نمی دونم چی بگم
فقط میگم آقاجون با خودم یه نظری کردم که اگه تو را ببینم با همون نگاه اول جونمو بدم برا تو .
ممنونم آقا بازم گوشه چشمی بهم نگاه کردی ، شنیده بودم به بدا نگاه می کنی ولی نمی دونستم تا اینقدر دست این بدا را میگیری ، زبونه تشکر ندارم فقط میگم دلم می خواد اگه این سفر سفره آخرمه، موقعی که چشمم به حرمت افتاد جونمو بگیری چون نمی خوام گناهام پاک بشه ولی باز سراغ گناه برم و با کوله باری از گناه بمیرم !!!!!
آخه امید دارم شب اول قبر میای خونه قبرم را روشن می کنی 
حالا که قسمتم کردی بیام پابوست ، منم میخوام الان همه اونایی که حقی به گردنم دارن را ببخشم ، حتی اونایی که امشب دلم را شکوندن ! می بخشم چون خدا هم می بخشه ، چون امام علی و حسین (ع) هم می بخشن . شاید بتونم با این کارم یکم به امام حسین نزدیکتر شم !
اینم بگم خیلی خوشحالم از اسمی که دارم ، امیــــــر حســــــــــین
امشب یه جور دیگه اسمم را دیدم ، یعنی اون حسین بد جوری تو اسمم درخشید
از پدر و مادرم واسه انتخاب این اسم ممنونم
السلام علیک یاابـاعبـدالله

دانی که چرا مهر جبین خاک حسین است؟
چون قبله ی دل پیکر صد چاک حسین است
دانی که چرا چوب شود قسمت آتش؟
بی حرمتیش بر لب و دندان حسین است
دانی که چرا آب فراتست گل آلود؟
شرمنده ز لعل لب عطشان حسین است
دانی که چرا کعبه ی حق گشته سیه پوش
یعنی که خدا هم عزادار حسین است . . .